تبليغاتX
یادداشت های خشایارشا
 مسابقه!
درود بر شما!

مسابقه! مسابقه!

لطفاً با نظرات زیبایتان به این سؤال پاسخ دهید. زیباترین پاسخ ها را در پست بعد درج خواهم کرد.

به نظر شما، چه شد که محمد (ص) شب قدر را درک کرد؟


به نام خداوند رحمتگر مهربان

ما [قرآن را] در شب قدر نازل كرديم *
و از شب قدر چه آگاهت كرد *
شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است *
در آن [شب] فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان براى هر كارى [كه مقرر شده است]  فرود آيند 4*
[آن شب] تا دم صبح صلح و سلام است *

قرآن - سوره قدر

امید که روزی همه ما شب قدر خداوند را درک کنیم...

شاد باشید و روزه دار... بدرود!

|+| نوشته شده توسط خشایارشا در پنجشنبه بیستم مهر 1385 و ساعت 13:56  
 باور یا دروغ؟
درود بر شما!

در نظرات وبلاگ دوستم مسیح، یکی از نظر دهندگان به نام ماری،  این لینک را معرفی کرد تا به پرسش هایش پاسخ بگوییم. قسمتی از این پست را اینجا درج می کنم:

سلام. سلام به همه کسایی که الان دارن اینو میخونن! اضافه نمیگم، راست میرم سر اصل مطلب!
شما مسلمونید؟ نماز میخونید؟

اگه نماز میخونید، به من بگید چرا!!! چرا هی تعظیم میکنید سجده میکنید پونصد تا لقب به خدا میدید....تا حالا فکر کردین چرا؟؟؟ اصلا خدایی که گفته این القابو به من بگید، خوندن اون به این اسما توسط ما چه فایده ای براش داره؟ گیریم که برای ما فایده داشته باشه. اما چه فایده ای!؟

چرا برای دعا باید اول از خدا تعریف و تمجید کنیم و بعد دعا؟ واقعا چرا؟؟؟

چرا اسلام از تسلیم میاد، چرا اگه مسلمون باشی باید هرکاری که دین گفته رو انجام بدی..دین گفت نماز بخون دیگه جای سوال نداره حتما باید بخونی؟؟؟

من به دلیل دانش کم، معمولاً در مقام پاسخ بر نمی آیم، ولی این چند خط را نوشتم تا شاید برای ایشان و شما و ما مفید باشد...


درود بر شما!

دوست عزیز و پرسشگر من!

امیدوارم که همیشه در زندگی به همه چیز با همین دید دقیق نگاه کنید، و امیدوارم که همیشه به دنبال پاسخ هایتان باشید، و نه اینکه فقط پرسش کنید. امیدوارم که شک کنید، ولی در شک نمانید، شک بدون اثبات گردابی است که ما را در خود می بلعد و نشانی از ما باقی نمی گذارد...

درست می گویید، همانگونه که در قرآن آمده است، آنانکه بی اراده دین نیاکان خود را پیروی کنند، جایگاهشان در آتش است...

درست می گویید، به صرف اینکه پدر و مادرمان مسلمان بوده اند (آیا واقعاً بوده اند؟) ما مسلمان نخواهیم بود حتی اگر هنگام تولد در گوشمان اذان گفته باشند و یا اسامی اسلامی (!) بر ما نهاده باشند و یا برایمان قرآن بخوانند و کارهای دیگر. ما آنگاه مسلمان خواهیم بود که با اندیشه بپذیریم، شک کنیم، اثبات کنیم، زمین بخوریم و دوباره بلند شویم...

ما زمانی مسلمان خواهیم بود که به اختیار خود دین خود را انتخاب کنیم، که دین چیزی نیست جز راهی برای بهتر بودن، بهتر زندگی کردن، بهتر شدن و به نهایت رسیدن، دین چیزی نیست جز تعریف نهایت انسان و روش رسیدن به آن. واختیار والاترین گوهری است که خداوند به انسان بخشیده است...

ما زمانی مسلمان خواهیم بود که بیاندیشیم، و بپذیریم...

تا زمانی که نپیذیرفته ایم، وظیفه ماست که پیدا کنیم چه چیزی درست است و چه چیزی نیست، چه چیزی در وجودمان است و چه چیزی نیست، آنچه در وجود ما ودیعه گذاشته شده است چیست، و با آن چه می خواهیم بکنیم...

وظیفه ماست که جویندگان حقیقت باشیم...

تا نپذیرفته ایم، اجباری نیست، اما هنگامی که پذیرفتیم؟

خداوند می فرماید (سوره رعد، آیه 25): 
... و كسانى كه پيمان خدا را پس از بستن آن مى‏شكنند و آنچه را خدا به پيوستن آن فرمان داده مى‏گسلند و در زمين فساد مى‏كنند بر ايشان لعنت است و بد فرجامى آن سراى ايشان راست...

آنگاه که پذیرفتیم، عهدی بسته ایم که باید به آن وفادار بمانیم. البته می دانم، بسیاری از مسائلی که مطرح می شود پذیرفتنش سخت است، نماز را مرتب خواندن سخت است، ولی ارزش آن به همین سختی هاست...

و بازهم بدانید، اسلام دین سخت گرفتن نیست، اسلام دین احکام نیست، اسلام حتی دین نماز هم نیست. اسلام دین محبت است و دوستی، اسلام دین مهر است. اسلام دین حق است...

آنگاه که اسلام را پذیرفتید، باز هم شک خواهید کرد، باز هم خسته خواهید شد، باز هم از راه خواهید ماند، باز هم دلتان خواهد گرفت، بازهم فراموش خواهید کرد، ولی بدانید: هیچگاه فراموش نخواهید شد...

بسیاری از آنچه به نام اسلام به ما می آموزند، جز تحریفات بشریت نیست. بسیاری از آنچه ما از اسلام می دانیم، قوانین خداوند نیست، قوانین بشریت است. ولی ما می توانیم آنچه را که حقیقت دین است دریابیم، با محبت کردن، و با مهر ورزیدن...

و قرآن، بزرگترین منبع شناخت دین اسلام است. پیشنهاد من این است که قرآن بخوانید، ترجمه قرآن را به فارسی بخوانید و بیاندیشید. و به آنچه با اندیشه خود و با خواندن قرآن دریافتید عمل کنید، مطمئن باشید که خداوند از شما قبول خواهد نمود...


شاد باشید و اندیشمند... بدرود!

|+| نوشته شده توسط خشایارشا در سه شنبه چهارم مهر 1385 و ساعت 12:19  
 رمضان (1)
درود بر شما!

رمضان می آید، رمضانی دیگر می آید، رمضانی دیگر برای ما می آید...

آری، ماهی برای میهمانی...

اما در این ماه ما مهمان چه کسی هستیم؟ مهمان خداوند؟
اگر میزبان خداوند است، محل مهمانی کجاست؟ سرای خداوند؟
سرای خداوند از کجا تا کجاست؟ تمام هستی؟ تمام هستی و نیستی؟
ساعت مهمانی؟ از اذان تا اذان؟ یا از اول ماه تا صبح عید فطر؟
برای حضوری آبرومند در این مهمانی، با این فرض که همه دوست دارند در هر مهمانی به شکلی شایسته حضور یابند، چه لباسی باید پوشید؟ بهترین لباسی که داریم؟

چه لباسی برای حضور در مهمانی خداوند مناسب است؟ بهترین لباسی که داریم چیست؟ از خودت می پرسم ای میزبان عالی مقام...

... اى فرزندان آدم در حقيقت ما براى شما لباسى فرو فرستاديم كه عورتهاى شما را پوشيده
مى‏دارد و [براى شما] زينتى است و[لى] بهترين جامه [لباس] تقوا است اين از
نشانه‏هاى [قدرت] خداست باشد كه متذكر شوند ...

قرآن - سوره اعراف - آیه ۲۶

بیاندیشید... بدرود!

|+| نوشته شده توسط خشایارشا در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 و ساعت 12:40  
 تولد...
درود بر شما!

سالروز بارش باران دانش الهی بر «انسان» بر شما گرامی باد!


به نام خداوند رحمتگر مهربان


و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمين جانشينى خواهم گماشت [فرشتگان] گفتند آيا در آن كسى را مى‏گمارى كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد و حال آنكه ما با  ستايش تو [تو را] تنزيه مى‏كنيم و به تقديست مى‏پردازيم فرمود من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد *
و [خدا] همه [معانى] نامها را به آدم آموخت‏ سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود اگر راست مى‏گوييد از اسامى اينها به من خبر دهيد *
گفتند منزهى تو ما را جز آنچه [خود] به ما آموخته‏اى هيچ دانشى نيست تويى داناى حكيم *
فرمود اى آدم ايشان را از اسامى آنان خبر ده و چون [آدم] ايشان را از اسماءشان خبر داد فرمود آيا به شما نگفتم كه من نهفته آسمانها و زمين را مى‏دانم و آنچه را آشكار مى‏كنيد و آنچه را پنهان مى‏داشتيد مى‏دانم *
و چون فرشتگان را فرموديم براى آدم سجده كنيد پس بجز ابليس كه سر باز زد و كبر ورزيد و از كافران شد [همه] به سجده درافتادند *

قرآن - سوره بقره - آیات ۳۰ تا ۳۴

شاد باشید و اندیشمند... بدرود!

|+| نوشته شده توسط خشایارشا در دوشنبه سی ام مرداد 1385 و ساعت 18:46  
 مهر و دوستی (3)
درود بر شما!

آنگاه المیترا گفت با ما از مهر سخن بگو.
پس او سر برداشت و مردمان را نگریست، و سکوت آن ها را فرا گرفت. و او با صدای بلند گفت:

« هنگامی که مهر شما را فرا میخواند از پیش بروید،
اگر چه راهش دشوار و ناهموار است؛

و چون بال هایش شما را در یر می گیرند، وا بدهید،
اگر چه شمشیری در میان پرهایش نهفته باشد و شما را زخم برساند؛

و چون با شما سخن می گوید او را باور کنید،
اگر چه صدایش رویاهای شما را بر هم بزند، چنان که باد شمال باغ را ویران می کند...

زیرا که مهر در همان دمی که تاج بر سر شما می گذارد، شما را مصلوب می کند؛
همچنان که می پروراند، هرس میکند؛
همچنان که از قامت شما بالا می رود و نازک ترین شاخه هاتان را که در آفتاب می لرزند نوازش میکند،
به ریشه هاتان که در خاک چنگ انداخته اند فرود می آید و آن ها را تکان می دهد...

شما را مانند بافه های جو در بغل می گیرد،
شما را می کوبد تا برهنه کند،
شما را می بیزد تا از خس جدا سازد،
شما را می ساید تا شما را سفید کند،
شما را می ورزد تا نرم شوید،
و آنگاه شما را به آتش مقدس خود می سپارد تا نان مقدس شوید، بر خوان مقدس خداوند...

همه این کارها را مهر با شما می کند تا رازهای دل خود را بدانید،
و با این دانش به پاره ای از دل زندگی مبدل شوید...

اما اگر از روی ترس فقط در پی آرام مهر و لذت مهر باشید،
پس آنگاه بهتر آن است که تن برهنه خود را بپوشانید و از روی زمین خرمن کوبی مهر دور شوید،
و به آن جهان بی فصلی بروید که در آن می خندید،
اما نه خنده تمام را،
و می گریید،
اما نه تمام اشک را؛

مهر چیزی نمی دهد مگر خود را،
و چیزی نمیگیرد مگر جز خود؛

مهر تصرف نمی کند، و به تصرف در نمی آید؛
زیرا که مهر بر پایه مهر پایدار است...

هنگامی که مهر می ورزید مگوئید "خدا در دل من است"، بگویید "من در دل خدا هستم"؛

و گمان مکنید که می توانید مهر را راه ببرید،
زیرا مهر، اگر شما را سزاوار بشناسد،
شما را راه خواهد برد...

مهر خواهشی جز این ندارد که خود را تمام سازد،
اما اگر مهر می ورزید و شما را خواهشی داشته باشید،
زنهار که خواهش ها این ها باشند:

آب شدن، چنان جویباری که که نغمه اش را از برای شب می خواند،
آشنا شدن با درد مهربانی بسیار،
زخم برداشتن از دریافتی که خود از مهر دارید،
و خون دادن از روی رغبت و با شادی...

بیدار شدن در سحر گاهان با دلی آماده پرواز و به جا آوردن سپاس یک روز دیگر برای مهرورزی،
آسودن به هنگام نیمروز و فرو شدن در خلسه مهر،
بازگشتن با سپاس به خانه در پسین گاهان،
و آنگاه خواب رفتن با دعائی در دل برای کسانی که دوست شان می دارید،
با نغمه ستایشی بر لب... »

پیامبر و دیوانه - جبران خلیل جبران - با ترجمه شیوای نجف دریابندری


به نام خداوند رحمتگر مهربان

ستايش خدايى را كه پروردگار جهانيان *
رحمتگر مهربان *
[و] خداوند روز جزاست *
[بار الها] تنها تو را مى‏پرستيم و تنها از تو يارى مى‏جوييم *
ما را به راه راست هدايت فرما *
راه آنان كه گرامى‏شان داشته‏اى نه [راه] مغضوبان و نه [راه] گمراهان *

قرآن - سوره حمد


شاد باشید و بیاندیشید... بدرود!

|+| نوشته شده توسط خشایارشا در یکشنبه یکم مرداد 1385 و ساعت 12:50