تبليغاتX
یادداشت های خشایارشا

یادداشت های خشایارشا

یادداشت هایی در باره گمشده آدمی

نعمت وجود

پسرم،

اکنون که کودکیت را می گذرانی، لبخندت دنیای مرا می آراید، حرکاتت زیبایی را به تصویر می کشد و وجودت مهر را معنا می کند.

آنگاه که آرام در آغوش من آرمیده ای، مهر را در چهره ات می توان دید، و شاید هم، بارقه ای از وجود خداوند را...

چگونه شکر کنم نعمت وجودت را؟ که همین بودنت لختی از سختی دل مرا شکسته و آنرا نرم کرده است.

چگونه شکر کنم نعمت وجودت را؟ که با تو بودن و به تو مهر ورزیدن شاید خدایگونه ترین کاری است که در تمام عمرم انجام داده ام.

چگونه شکر کنم نعمت وجودت را؟ که خشم گرفتن با تو سخت ترین کار است هنگامی که به چشمان من نگاه می کنی و، از سر ندامت، لبخند می زنی، نکند که این همان حسی است که خداوند دارد آنگاه که به گناهان ما می نگرد؟

و چگونه شکر خداوند گزارم که همین بودن تو و مادرت بهانه ای است تا شاید ماهی، سالی، یا عمری یکبار مهر « او » را یاد کنم و از درگاه وی طلب مغفرت و آمرزش نمایم...


به نام خداوند رحمتگر مهربان

سوگند به روشنايى روز! سوگند به شب چون آرام گيرد! [كه] پروردگارت تو را وانگذاشته و دشمن نداشته است. و قطعا آخرت براى تو از دنيا نيكوتر خواهد بود، و بزودى پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خرسند گردى. مگر نه تو را يتيم يافت پس پناه داد، و تو را سرگشته يافت پس هدايت كرد، و تو را تنگدست‏يافت و بى‏نياز گردانيد؟ و اما [تو نيز به پاس نعمت ما] يتيم را ميازار، و گدا را مران، و از نعمت پروردگار خويش [با مردم] سخن گوى.

قرآن - سوره الضحى



+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 16:20  توسط خشایارشا  | 

فتبارک الله احسن الخالقین...

درود بر شما!

پس از مدت ها باز به اینجا بازگشتم. زین پس، انگیزه ای بس شیرین در پس این نوشته ها خواهد بود. همسرم اکنون باردار است و فرزند من در چهار ماه آینده پای به دنیای فانی خواهد نهاد. پس این مکان را برای نمایاندن خواسته ها، وصایا، افکار و احساسات خود اختیار کرده ام. تا چه نویسم و چه خواهد که نوشته شود...


به نام خداوند رحمتگر مهربان

و به يقين انسان را از عصاره‏اى از گل آفريديم،سپس او را [به صورت] نطفه‏اى در جايگاهى استوار قرار داديم.
آنگاه نطفه را به صورت علقه درآورديم پس آن علقه را [به صورت] مضغه گردانيديم و آنگاه مضغه را استخوانهايى ساختيم بعد استخوانها را با گوشتى پوشانيديم. آنگاه [جنين را در] آفرينشى ديگر پديد آورديم. آفرين باد بر خدا كه بهترين آفرينندگان است...

سوره مؤمنون - آیات 12 تا 14


+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 11:35  توسط خشایارشا  | 

مسابقه!

درود بر شما!

مسابقه! مسابقه!

لطفاً با نظرات زیبایتان به این سؤال پاسخ دهید. زیباترین پاسخ ها را در پست بعد درج خواهم کرد.

به نظر شما، چه شد که محمد (ص) شب قدر را درک کرد؟


به نام خداوند رحمتگر مهربان

ما [قرآن را] در شب قدر نازل كرديم *
و از شب قدر چه آگاهت كرد *
شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است *
در آن [شب] فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان براى هر كارى [كه مقرر شده است]  فرود آيند 4*
[آن شب] تا دم صبح صلح و سلام است *

قرآن - سوره قدر

امید که روزی همه ما شب قدر خداوند را درک کنیم...

شاد باشید و روزه دار... بدرود!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 13:56  توسط خشایارشا  | 

باور یا دروغ؟

درود بر شما!

در نظرات وبلاگ دوستم مسیح، یکی از نظر دهندگان به نام ماری،  این لینک را معرفی کرد تا به پرسش هایش پاسخ بگوییم. قسمتی از این پست را اینجا درج می کنم:

سلام. سلام به همه کسایی که الان دارن اینو میخونن! اضافه نمیگم، راست میرم سر اصل مطلب!
شما مسلمونید؟ نماز میخونید؟

اگه نماز میخونید، به من بگید چرا!!! چرا هی تعظیم میکنید سجده میکنید پونصد تا لقب به خدا میدید....تا حالا فکر کردین چرا؟؟؟ اصلا خدایی که گفته این القابو به من بگید، خوندن اون به این اسما توسط ما چه فایده ای براش داره؟ گیریم که برای ما فایده داشته باشه. اما چه فایده ای!؟

چرا برای دعا باید اول از خدا تعریف و تمجید کنیم و بعد دعا؟ واقعا چرا؟؟؟

چرا اسلام از تسلیم میاد، چرا اگه مسلمون باشی باید هرکاری که دین گفته رو انجام بدی..دین گفت نماز بخون دیگه جای سوال نداره حتما باید بخونی؟؟؟

من به دلیل دانش کم، معمولاً در مقام پاسخ بر نمی آیم، ولی این چند خط را نوشتم تا شاید برای ایشان و شما و ما مفید باشد...


درود بر شما!

دوست عزیز و پرسشگر من!

امیدوارم که همیشه در زندگی به همه چیز با همین دید دقیق نگاه کنید، و امیدوارم که همیشه به دنبال پاسخ هایتان باشید، و نه اینکه فقط پرسش کنید. امیدوارم که شک کنید، ولی در شک نمانید، شک بدون اثبات گردابی است که ما را در خود می بلعد و نشانی از ما باقی نمی گذارد...

درست می گویید، همانگونه که در قرآن آمده است، آنانکه بی اراده دین نیاکان خود را پیروی کنند، جایگاهشان در آتش است...

درست می گویید، به صرف اینکه پدر و مادرمان مسلمان بوده اند (آیا واقعاً بوده اند؟) ما مسلمان نخواهیم بود حتی اگر هنگام تولد در گوشمان اذان گفته باشند و یا اسامی اسلامی (!) بر ما نهاده باشند و یا برایمان قرآن بخوانند و کارهای دیگر. ما آنگاه مسلمان خواهیم بود که با اندیشه بپذیریم، شک کنیم، اثبات کنیم، زمین بخوریم و دوباره بلند شویم...

ما زمانی مسلمان خواهیم بود که به اختیار خود دین خود را انتخاب کنیم، که دین چیزی نیست جز راهی برای بهتر بودن، بهتر زندگی کردن، بهتر شدن و به نهایت رسیدن، دین چیزی نیست جز تعریف نهایت انسان و روش رسیدن به آن. واختیار والاترین گوهری است که خداوند به انسان بخشیده است...

ما زمانی مسلمان خواهیم بود که بیاندیشیم، و بپذیریم...

تا زمانی که نپیذیرفته ایم، وظیفه ماست که پیدا کنیم چه چیزی درست است و چه چیزی نیست، چه چیزی در وجودمان است و چه چیزی نیست، آنچه در وجود ما ودیعه گذاشته شده است چیست، و با آن چه می خواهیم بکنیم...

وظیفه ماست که جویندگان حقیقت باشیم...

تا نپذیرفته ایم، اجباری نیست، اما هنگامی که پذیرفتیم؟

خداوند می فرماید (سوره رعد، آیه 25): 
... و كسانى كه پيمان خدا را پس از بستن آن مى‏شكنند و آنچه را خدا به پيوستن آن فرمان داده مى‏گسلند و در زمين فساد مى‏كنند بر ايشان لعنت است و بد فرجامى آن سراى ايشان راست...

آنگاه که پذیرفتیم، عهدی بسته ایم که باید به آن وفادار بمانیم. البته می دانم، بسیاری از مسائلی که مطرح می شود پذیرفتنش سخت است، نماز را مرتب خواندن سخت است، ولی ارزش آن به همین سختی هاست...

و بازهم بدانید، اسلام دین سخت گرفتن نیست، اسلام دین احکام نیست، اسلام حتی دین نماز هم نیست. اسلام دین محبت است و دوستی، اسلام دین مهر است. اسلام دین حق است...

آنگاه که اسلام را پذیرفتید، باز هم شک خواهید کرد، باز هم خسته خواهید شد، باز هم از راه خواهید ماند، باز هم دلتان خواهد گرفت، بازهم فراموش خواهید کرد، ولی بدانید: هیچگاه فراموش نخواهید شد...

بسیاری از آنچه به نام اسلام به ما می آموزند، جز تحریفات بشریت نیست. بسیاری از آنچه ما از اسلام می دانیم، قوانین خداوند نیست، قوانین بشریت است. ولی ما می توانیم آنچه را که حقیقت دین است دریابیم، با محبت کردن، و با مهر ورزیدن...

و قرآن، بزرگترین منبع شناخت دین اسلام است. پیشنهاد من این است که قرآن بخوانید، ترجمه قرآن را به فارسی بخوانید و بیاندیشید. و به آنچه با اندیشه خود و با خواندن قرآن دریافتید عمل کنید، مطمئن باشید که خداوند از شما قبول خواهد نمود...


شاد باشید و اندیشمند... بدرود!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 12:19  توسط خشایارشا  | 

رمضان (1)

درود بر شما!

رمضان می آید، رمضانی دیگر می آید، رمضانی دیگر برای ما می آید...

آری، ماهی برای میهمانی...

اما در این ماه ما مهمان چه کسی هستیم؟ مهمان خداوند؟
اگر میزبان خداوند است، محل مهمانی کجاست؟ سرای خداوند؟
سرای خداوند از کجا تا کجاست؟ تمام هستی؟ تمام هستی و نیستی؟
ساعت مهمانی؟ از اذان تا اذان؟ یا از اول ماه تا صبح عید فطر؟
برای حضوری آبرومند در این مهمانی، با این فرض که همه دوست دارند در هر مهمانی به شکلی شایسته حضور یابند، چه لباسی باید پوشید؟ بهترین لباسی که داریم؟

چه لباسی برای حضور در مهمانی خداوند مناسب است؟ بهترین لباسی که داریم چیست؟ از خودت می پرسم ای میزبان عالی مقام...

... اى فرزندان آدم در حقيقت ما براى شما لباسى فرو فرستاديم كه عورتهاى شما را پوشيده
مى‏دارد و [براى شما] زينتى است و[لى] بهترين جامه [لباس] تقوا است اين از
نشانه‏هاى [قدرت] خداست باشد كه متذكر شوند ...

قرآن - سوره اعراف - آیه ۲۶

بیاندیشید... بدرود!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 12:40  توسط خشایارشا  |